بیوگرافی مهشید افشارزاده عکس و اخبار جدید و اینستاگرام مهشید افشارزاده - بیوگرافی 98
x بســتن تبلـیغـات X
اسایش و راحتی امروز حاصل رنج و زحمت دیروز است.(کوروش کبیر)
خانه » بیوگرافی بازیگران ایرانی » بیوگرافی مهشید افشارزاده عکس و اخبار جدید و اینستاگرام مهشید افشارزاده
مانتو
بیوگرافی مهشید افشارزاده   عکس و اخبار جدید و اینستاگرام مهشید افشارزاده

بیوگرافی مهشید افشارزاده عکس و اخبار جدید و اینستاگرام مهشید افشارزاده

مهشید افشارزاده

مهشید افشارزاده

تولد
۱ فروردین ۱۳۴۴
آبادان

ملیت
ایرانی

پیشه
بازیگر ، کارگردان[نیازمند منبع]

شریک(های)
زندگی
حسن کاربخش (همسر سابق)

فرزندان
مریم

صفحه در وب‌گاه IMDb

صفحه در وب‌گاه سوره

مهشید افشارزاده (۱۳۴۴) بازیگر ایرانی، متولد شهر آبادان (اصالتا اهل پاريز کرمان[نیازمند منبع])، فارغ‌التحصیل هنر و طراحی از دانشگاه خزر جمهوری آذربایجان است.

محتویات

۱ فیلم‌شناسی
۲ تلویزیون
۳ جوایز
۴ منابع
۵ پیوند به بیرون

فیلم‌شناسی

پنج ستاره (۱۳۹۲)، کارگردان
عیار ۱۴ (۱۳۸۷)
آقای رئیس جمهور (۱۳۷۹)
علف‌های هرز (۱۳۷۹)
آی پارا (۱۳۷۷)
خط‌ها و سایه‌ها (۱۳۷۷)
توفان شن (۱۳۷۵)
روز دیدار (۱۳۷۴)
انتهای قدرت (۱۳۷۳)
شریک زندگی (۱۳۷۳)
بلوف (۱۳۷۲)
شاهین طلایی (۱۳۷۲)
یاران (۱۳۷۲)
مردی در آینه (۱۳۷۱)
مستاجر (۱۳۷۱)
شقایق (۱۳۷۰)
افسانه آه (۱۳۶۹)
آخرین پرواز (۱۳۶۸)
بچه‌های طلاق (۱۳۶۸)
دخترم سحر (۱۳۶۸)
افسون (۱۳۶۷)
دوران سربی (۱۳۶۷)
بایسیکل‌ران (۱۳۶۴)

تلویزیون

آئینه (سری سوم) (۱۳۶۶)
ایستادن در باد (۱۳۶۸)
برگ و باد (۱۳۷۶)
ملکوت (۱۳۸۹)
قهر و آشتی (۱۳۹۳)

جوایز

کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن سال ۱۳۶۷ برای فیلم بای سیکل ران.

مهشید افشارزاده متولد ۱۳۴۴ شهر آبادان، فارغ التحصیل هنر و طراحی از دانشگاه خزر جمهوری …ادامه بیوگرافی بازیگرمهشید افشارزاده بیوگرافی همسر سابق حسن کاربخش (کارگردان سینما).بازیگران : محمدرضا فروتن , پوریا پورسرخ , کامبیز دیرباز , مهشید افشارزاده , مینا …کارگردان : مهشید افشار … این اولین فیلم مهشید افشارزاده در مقام کارگردانی است .بازیگران: جهانگیر الماسی ، مهشید افشارزاده ، یارتا یاران ، فوژان عارف پور ، فتانه آصف نخعی …بازیگران : جمشید هاشم پور ، ایلوش خوشابه ، مهشید افشارزاده ، امراله صابری ، فرهاد دل آرا …
مجموعه: اخبار فرهنگی و هنری

تاریخ انتشار : چهارشنبه, 07 آبان 1393 09:09

اخبار,اخبار امروز,اخبار جدید

اخبار فرهنگی – مهشید افشارزاده از چه دلگیر است؟

گفت و گو با مهشید افشارزاده که کمتر دیده می شود.

مهشید افشارزاده زمانی وارد سینما و تلویزیون شد که تعداد بازیگران مطرح ما به انگشت‌تان یک دست هم نمی‌رسید. اما این حضور پررنگ در دهه‌های 60 و 70 به یکباره از دهه 80 به بعد، فروغ سابق خود را از دست داد تا جایی که چند سال به طور مطلق دیگر  شاهد حضور این بازیگر در آثار هنری نبودیم.

حضور چهره‌های جدید در سینما و تلویزیون و تغییر نگاه در ساخت فیلم‌ها، یقینا از علت‌های این اتفاق به شمار می‌روند اما اینکه چطور می‌شود یکی از ستاره‌های سینما، در مقطعی کاملا از کار کناره می‌گیرد، سوالی است که برای رسیدن به پاسخ آن، پای صحبت‌های خانم افشارزاده نشستیم؛ بازیگری که بدون شک همگی با چهره و کارهای گذشته‌اش آشنا هستیم.

وقتی شما در دهه 60کارتان را شروع کردید، تعداد بازیگران ما در سینما و تلویزیون  بسیار کم بود و شما جزو پرکارترین بازیگران آن دوره بودید، اما از دهه 80 به بعد دیگر شاهد حضورتان در آثار هنری نبودیم. دلیل این اتفاق چیست؟
واقعیت این است که شرایط سینما و ژانر فیلم‌هایی که ساخته می‌شد، تغییر کرد و یکی از دلایل کم کاری ام به این موضوع بازمی‌گردد. در دوره ما بیشتر فیلم‌های خانوادگی تولید می‌شد اما از دهه 70 به بعد فیلم ها به سمت و سویی رفت که بیشتر شخصیت‌هایش جوانان بودند. در کنار این موضوع، رقابت ناسالمی هم به وجود آمد که تابع شرایط بود. متاسفانه برخی از همکاران وقتی نمی‌توانند موفقیت تان را در زمینه‌های مختلف ببینند، مشکلاتی برایتان به وجود می‌آورند و آن مشکلات دامنگیر کارتان و عامل بازدارنده موفقیت شما می‌شود و متاسفانه من هم با این مساله دست به گریبان بودم.

 

اخبار,اخبار فرهنگی , مهشید افشارزاده

 
مساله دیگری هم که از سوی برخی بازیگران مطرح می‌شود این است که نوع روابط کاری و ملاک‌ها تغییر کرد؛ شما هم با این موضوع موافق هستید؟
اتفاقی که افتاد این بود که ژانر فیلم‌ها جوانانه شد و عده‌ای معتقد بودند بازیگران فعلی کلیشه‌ای و خسته کننده شده‌اند و سینما نیاز به چهره‌های جدید دارد در حالی که به اعتقاد من پشت صحنه سینما نیاز به افراد جدید و افکار نو دارد.

در دنیا هم می‌بینیم سینما را با بازیگران‌شان می‌شناسند و بازیگران خوب و صاحبنام آنها از دوران جوانی تا کهنسالی همچنان پرکار هستند و این نگرش غلط که نیروهای جدید باید بازیگران باشند، در سینمای ما به اشتباه اعمال شد. از طرف دیگر هم بازیگران جوان را بر اساس ظاهر و مسائل فیزیکی انتخاب کردند و باعث شدند هنر ما سردستی شود و تخصص بازیگران زیر سوال برود.

به حضور چهره‌های جوان باتوجه به ساختار فیلمنامه‌ها اشاره کردید اما اتفاق تعجب‌آور دیگری هم در این سال‌ها افتاده. اینکه حتی برای ایفای نقش برخی از شخصیت‌های قصه که سن بالایی دارند، بازیگران جوان را پیر می‌کنند و به طور تحمیلی می‌خواهند مخاطب پذیرای آنها باشد. این اتفاق را چطور ارزیابی می‌کنید؟
اتفاقا من چند وقت پیش در یکی از سریال‌ها متوجه این موضوع شدم و واقعا متعجبم که چرا این کار را می‌کنند چون مخاطب اصلا نمی‌تواند قصه را باور کند و از همان ابتدا، کار را مسخره می‌کند و نتیجه‌اش را هم می‌بینیم که مخاطب‌مان را مدام از دست می‌دهیم و با این حال همچنان این روند ادامه دارد. به نظر می‌رسد اصلا برای مدیران و مسئولان تلویزیون مهم نیست که چه کاری ساخته می‌شود و فقط پولی را می‌دهند تا فلان دقیقه، برنامه تلویزیون پر شود اما اینکه تحت چه شرایطی کار ساخته می‌شود مورد توجه‌شان نیست. الان شما نگاه کنید یک سریال می‌سازند و چون داستان کم دارند در بیشتر قسمت‌ها شما یا شاهد ماشین سواری و راه رفتن افراد هستید یا صحنه‌پردازی‌های خسته کننده که هیچ تاثیری هم در روند داستان ندارد و فقط قرار است آن زمانی که برایش قرارداد بسته شده، پر شود.

همه مقصرند
به نظرم مجموعه ای از عوامل تهیه کنندگان، عوامل دولتی، متخصصان، کارگردانان و…. آدم‌هایی بودند که فکر می‌کردند مشکل سینمای ما به بازیگران تکراری بازمی‌گردد و با تغییر نوع ژانر سینما می‌توانند سینما را نجات دهند و با بحران مخاطب روبه‌رو شوند. اما متاسفانه این اقدام نه تنها باعث تغییر نشد بلکه وضعیت بدتر هم شد. این افراد باید در ابتدا تحقیق می‌کردند تا متوجه شوند قشر سینمارو کشور متعلق به کدام گروه سنی و طبقه جامعه است و بر اساس نیازهای آنها برنامه‌ریزی می‌کردند اما راه را به اشتباه انتخاب کردند و تصمیم گرفتند بازیگر را ستاره و چهره‌سازی کنند تا به فروش فیلم‌ها کمک کنند.

در حالی که در همین سال‌ها شاهد بودیم فیلم‌هایی فروش بالایی داشتند که هم بازیگر، هم کارگردان و هم فیلمنامه خوبی داشتند. یک فیلم بدون فیلمنامه قوی به بازیگر کمک نمی کند. این را هم فراموش نکنیم که سینما به آدم‌های متفکر نیاز دارد. حتی بازیگری که دغدغه فرهنگی، اجتماعی داشته باشد، می‌تواند روی فیلمنامه تاثیر بگذارد. اگر فیلمنامه‌ای ضعیف است روی آن کار نکند و اگر نقطه ضعفی هست آن را تقویت‌ کند.

سینما هنر است و این یعنی باید تفکری پشت‌آن باشد. اگر قرار باشد ما فقط سینمای تجاری داشته باشیم یا فقط سینمای هنری داشته باشیم، فایده‌ای ندارد. ما باید سینمای هنری و تجاری را همراه با هم داشته باشیم و با عوض کردن بازیگر هیچ وقت نمی‌توانیم مشکل سینما را زیربنا تغییر دهیم. در کل این اتفاقی بود که در دهه‌های 70 و 80، در سینمای ایران رخ داد و باعث شد بازیگرانی مانند من کم‌کارتر شدیم و استفاده از بازیگران پسر چشم رنگی و دختران مردانه، باب روز شد و مردم هم ناخودآگاه از آن استقبال می‌کردند.

در کنار این موضوعات، فکر می‌کنید تا چه اندازه افول کیفی فیلم‌ها و سریال‌ها به این بازمی‌گردد که بازیگران باتجربه ما کنار گذاشته شدند؟
مساله اینجاست که همه سودجویانه به موضوع فرهنگ نگاه می کنند و این موضوع باعث می‌شود که به کیفیت اهمیت نمی‌دهند و فیلم‌هایی را می‌سازند که فقط چند بازیگر خوش‌چهره داشته باشد و روی فیلمنامه به اندازه کافی تعمق نمی‌کنند در حالی که به نظرم موضوع فیلم و فیلمنامه از اهمیت بالایی برخوردار است. از آنجایی که قدرت پرده سینما و قاب تلویزیون بالاست و یک کارگردان افراد زیادی را در اختیار دارد، می‌تواند از این فرصت استفاده و فرهنگ سازی کند.

فیلمنامه به عنوان ماده خام کار، باید خیلی قوی باشد تا بتواند مخاطب را جذب کند. بعد از این مرحله به انتخاب بازیگر می‌رسیم که باید در این مرحله هوشیارانه عمل کنیم و افرادی را وارد کار کنیم که محبوب مخاطب باشند تا بتواند با آنها ارتباط برقرار کند و پیامی که می‌خواهند را به بیننده بدهند به شکلی که از جانب او پذیرفته شود. یک بازیگر باید ذکاوت زیادی داشته باشد تا بتواند به نقشی که بر عهده گرفته، جان ببخشد تا مخاطب پذیرای آن باشد نه اینکه فقط متن نوشته شده را به اجرا درآورد. یک بازیگر متخصص می‌تواند، هم با هوش و ذکاوتش و هم با دانش و معلوماتش کارکتری را بیافریند که کاملا منطبق بر شخصیتی باشد که قرار است نقشش را ایفا کند.

بازیگری فقط چهره خوب داشتن نیست بلکه آنچه اولویت دارد هوش، تجربه و دانش است و استفاده درست از بازیگران، به کارگردان بازمی‌گردد؛هرچقدر این کار هوشمندانه‌تر و بر اساس اصول باشد، کار خروجی بهتری خواهد داشت. من سال‌ها پیش فیلمنامه‌ای را به نام «برگ و باد» کار کردم که بسیار قوی بود و کستی که کارگردان چیده بود، خیلی قوی بود و تنها مشکلش ساعت پخش آن بود چون ساعت 12 ظهر پخش می‌شد اما با این‌حال خاطرم هست تمام تلویزیون‌های خیابان جمهوری در آن ساعت این سریال را پخش می‌کردند و مردم پشت ویترین مغازه‌ها می‌ایستادند و تماشایش می‌کردند.

 

اخبار,اخبار فرهنگی , مهشید افشارزاده

این اتفاق نشان می‌دهد مردم ما در هر حالی از کار خوب استقبال می‌کنند و در این وضعیت چرا ما باید به خودمان اجازه دهیم که سراغ فیلمنامه‌های بی‌معنا و سخیف برویم و آثاری را تولید کنیم که نه در شأن هنر و نه در شأن مردم‌مان است؟! یا اینکه چرا باید اینقدر سودجو باشیم که سراغ بازیگرانی برویم که اصلا تخصصی ندارند و حتی حاضرند مجانی در فیلم‌ها و سریال‌ها بازی کنند تا فقط دیده شوند؛ اما چرا ما باید عرصه فرهنگ را صحنه تاخت و تاز سودجویانه خودمان قرار دهیم. مشکل دیگری که ما داریم عدم برنامه‌ریزی صحیح است. مثلا وقتی قرار است برای عید، ماه رمضان و یا ماه محرم سریال بسازیم با اینکه از قبل می‌دانیم، اما چند روز مانده به این ایام تازه کلید کار را می‌زنیم و خیلی عجولانه و با انتخاب‌های نادرست و فکر نشده کار را شروع می‌کنیم که خب هر ساله شاهد نتایج آن هم هستیم.

از این مسائل گذشته، شما در دوره‌ای کار را شروع کردید که جزو ستارگان سینما و تلویزیون بودید اما به ناگاه کم کار شدید. از نظر روحی کنار آمدن با این قضیه برای‌تان مشکل نبود؟
چرا واقعا سخت بود اما به نظرم یک بازیگر را از روی نقش‌هایی که بازی نکرده می‌توان شناخت. من در این سال‌ها پیشنهاداتی داشتم اما یا آن کارکتر را دوست نداشتم یا اینکه میزان دستمزدی به من پیشنهاد می‌شد زیر نرم دستمزد بازیگر با سابقه‌ای مثل من بود و به همین دلیل حاضر نمی‌شدم به خاطر نیاز روحی، با دستمزدی که در حد من نبود، کاری را بپذیرم. علاقه من به خانم گلاب آدینه یا آقای پرستویی به این دلیل است  که بازیگران بزرگی شده‌اند و در هر کاری حاضر نمی‌شوند.

این بزرگان با هنرشان توانسته‌اند در ذهن مردم به خاطره تبدیل شوند و هیچ وقت به پایان نمی رسند و فراموش نمی‌شوند. من وقتی فیلم «پنج ستاره»را ساختم این مردم بودند که از کارم حمایت کردند و باعث شدند به فروش میلیاردی دست پیدا کنم و این لطف خدا و مردم به من بود و فکر می‌کنم هیچ چیزی بازیگران خوب را از ذهن مردم نمی‌برد. در این مدت هم در رشته تدوین تحصیل می‌کردم و چند فیلم کوتاه ساختم و سرم به نوعی در پشت صحنه سینما گرم بود و در حال آموختن بودم. به نظرم این انتخاب، از کارکردن در فضایی که بازیگر به خاطر فیزیکش انتخاب می‌شود و نه بر اساس دانش و تجربیات، بهتر و درست‌تر بود. ترجیح دادم پشت صحنه کار کنم تا از نظر تکنیکی دانشم بالاتر برود.
اخبار فرهنگی – مجله زندگی ایده آل

 



مقالات و گفتگو های فرهنگی – گفتگو بامهشید افشارزاده
دیروز و امروز لیلای شب هزار و یكم

دیروز و امروز لیلای شب هزار و یكم
مهشید افشارزاده در پرونده بازیگری خود ۲۲ فیلم سینمایی را به ثبت رسانده است. او
بازیگری را از سال ۶۴ با حضور در فیلم «بایسیكل‌ران» آغاز كرد و در دهه ۷۰ تبدیل به
چهره‌ای شاخص شد اما از سال ۷۹ و بعد از بازی در فیلم «آقای رئیس‌جمهور» به یكباره
بازیگری را رها كرد و دیگر در سینما دیده نشد.
تا این كه چندسال پیش فیلم «آغاز
دوم» را كارگردانی كرد. پس از سال‌ها غیبت، افشارزاده این روزها با سریال شب هزار و
یكم و نقش لیلا به تلویزیون آمده است. به همین مناسبت پای صحبت‌های او نشستیم تا
دلایل غیبت طولانی‌اش را از زبان خود او بشنویم و بدانیم كه چرا برای حضور مجدد، یك
سریال جنگی را انتخاب كرده است.
افشارزاده در طول گفتگو علاقه‌اش را به خواندن
خاطرات رزمندگان بارها تكرار كرد. او به پیگیری اتفاقات جنگی علاقه‌مند بوده چون
متولد آبادان است.
افشارزاده در سال ۱۳۴۴ در این شهر به دنیا آمده و اتفاقات
زیادی دست‌به دست هم داده‌اند تا از او بازیگر بسازند. در این گفتگو این اتفاقات را
مرور كرده‌ایم.
● مهشید افشارزاده در اوج بازیگری به یكباره از این عرصه فاصله
گرفت. چه شد كه این اتفاق افتاد؟
▪ به دلیل برخی مسائل خانوادگی این اتفاق افتاد
و به نظرم هر بازیگری كه در اوج كارش كنار برود، دیگر آن مرحله و اوج را از دست
می‌دهد و به این دلیل هر كدام از ما باید مراقب باشیم كه این اتفاق نیفتد.
● در
این مدت كه بازیگری را رها كردید، چه كاری را دنبال می‌كردید؟
▪ من از ابتدا به
منظور كارگردان شدن وارد عرصه بازیگری شدم. در این مدت فكر كردم كه زمان خوبی است
تا به هدفم جامه عمل بپوشانم. بنابراین به سمت فیلم ساختن رفتم.

● یعنی تصمیم
گرفتید كارگردان شوید؟
▪ بله. درست است. سال‌های اول جنگ به عكاسی علاقه زیادی
داشتم و در آن سال‌ها عكاسی را به صورت جدی پیگیری می‌كردم. در كنار عكاسی خاطرات
رزمندگان را می‌خواندم و فیلمنامه هم می‌نوشتم. البته یكی از آنها ساخته شد به نام
«الماس بنفش» كه مربوط به خاطرات یكی از رزمندگان بود و بسیار داستان جذابی
داشت.
● پس چرا در ابتدا بازیگر شدید با توجه به این كه به كارگردانی علاقه‌مند
بودید؟
▪ من سال‌ها پیش كارمند مركز آموزش فیلمسازی بودم و مجله فیلم را هم زیاد
مطالعه می‌كردم. تا این كه در یك آگهی خواندم سازمان تبلیغات نیاز به بازیگر دارد.
من رفتم امتحان دادم و قبول شدم و یك دوره هم در تالار محراب زیرنظر رویا تیموریان
به آموزش بازی در تئاتر مشغول شدم. تا این كه محسن مخملباف مرا برای بازی در فیلم
«بایسیكل‌ران» انتخاب كرد و چنین شد كه پا به عرصه سینما گذاشتم و بعد از آن هم
دیگر این كار (بازیگری)‌ را ادامه دادم.
● پس می‌شود گفت شما كاملا اتفاقی به
این مسیر قدم گذاشتید؟
▪ بله، همین طور است. از آنجا كه در مركز آموزش فیلمسازی
كار می‌كردم، علاقه‌ام به فیلمسازی بیشتر شد و سعی می‌كردم اطلاعات به‌روزتری را
كسب كنم و قصدم این بود كه به عنوان كارگردان وارد سینما شوم، ولی چون تقریبا هیچ
راه ورودی وجود نداشت، مجبور شدم به عنوان یك بازیگر وارد سینما شوم. منتها باز هم
از در پشتی!
● حالا پس از این همه سال آیا از این اتفاق راضی هستید؟
▪ بله،
اما باز هم می‌گویم اگر بینش امروز را داشتم، سعی می‌كردم هر جوری كه بود به عنوان
كارگردان فعالیتم را آغاز كنم و هرگز وقتم را هدر نمی‌دادم.
● اما شما به واسطه
بازی‌هایتان بخصوص در دهه۷۰ توانستید خاطرات خوشی را برای مخاطبانتان به جای
بگذارید؟
▪ من شخصا آدم مطلق‌گرایی هستم و هر چیز را به طور كامل دوست دارم و
احساس می‌كنم انرژی و پتانسیلم خیلی بیشتر از بازیگری است و از این نظر بازیگری
هیچ‌گاه نتوانست مرا ارضا كند و تنها به عنوان سرگرمی به آن نگاه كردم. بعد از
«بایسیكل‌ران» نقش‌های مشابه زیادی به من پیشنهاد شد، ولی قبول نكردم. با این همه
خوشحالم كه به قول شما توانستم خاطره‌های خوبی را برای مخاطبانم به جای
بگذارم.
● با این همه توانستید بالاخره مجوز كارگردانی را بگیرید؟
▪ بله. پس
از سال‌ها انتظار بالاخره این امكان برایم میسر شد و پس از ۱۰‌سال توانستم این مجوز
را از وزارت ارشاد دریافت كنم و به خاطر این كه بتوانم در این رشته بهتر فعالیت
كنم، به دانشگاه رفتم و در رشته تدوین و كارگردانی تحصیلاتم را به پایان رساندم كه
از این نظر بسیار به نفعم شد.
● شما نزدیك به ۲ سال هم در تئاتر بازی می‌كردید.
اگر به بازیگری علاقه‌مند نبودید، چرا در این سال‌ها این كار را انجام
می‌دادید؟
▪ چون در آن زمان كه من این كار را انجام می‌دادم، اصلا رشته سینما
وجود نداشت و از آنجا كه مایل بودم خودم را به سینما برسانم،‌ دیدم بهترین راه بازی
در تئاتر است.
● اما حداقل شما این شانس را داشتید كه در ابتدای ورودتان به
سینما با كارگردان‌های مطرحی كار كنید؟
▪ بله، همین طور است. ضمن این كه در آن
زمان افراد براساس پارتی و روابط انتخاب نمی‌شدند همان زمان قرارداد من برای بازی
در فیلم «بایسیكل‌ران» برابر بود با یك بازیگر حرفه‌ای و از این نظر كاملا عدالت
وجود داشت. متاسفانه در حال حاضر آنقدر فضا عجیب و غریب شده كه بازیگران مجبور
هستند برای بهتر دیده شدن، نقش‌ها را خریداری كنند. در صورتی كه در آن زمان یك فضای
كاملا فرهنگی و ایدئولوژیك بر سینما حاكم بود.
● خب حالا پس از این همه سال دوری
از دوربین و فضای بازیگری، حضور دوباره برایتان چه حسی را به دنبال داشت؟
▪ باور
كنید احساس می‌كردم عشق و علاقه سابق را ندارم.
● یعنی نسبت به گذشته حتی سردتر
شده بودید؟
▪ ما موارد زیادی داریم كه زن‌ها در جبهه‌ها چه حماسه‌هایی آفریدند.
لیلا برای من یك زن موفق و الگوی خوبی بودخیر. چون توانستم فضای پشت دوربین را
تجربه كنم بازی كردن مقابل دوربین معنای گذشته را برایم نداشت و حس می‌كردم تنها
مهره‌ای هستم در دست كارگردان كه در صحنه‌های مختلف چیده می‌شوم. ببینید حس
كارگردان یا حتی نویسنده یك جور حس خلق كردن است و این خلق كردن می‌تواند در نهایت
به جاودانگی برسد. بنابراین هرگز با بازیگری قابل قیاس نیست.
● اما بازیگر هم
می‌تواند یك نقش را بخوبی خلق كند كه ماندگار هم بماند؟
▪ بله، اما باز هم زیر
سایه كارگردان و نویسنده قرار می‌گیرد.
● دوران طلایی مهشید افشارزاده از نگاه
خودش كدام سال‌هاست؟
▪ فكر می‌كنم بین سال‌های ۶۷ تا ۷۰ بود. ضمن این كه آن زمان
بازیگران زن مثل امروز نمی‌توانستند به ستاره تبدیل شوند حتی عكس‌شان به سردر
سینماها زده شود. ما با این شرایط كار می‌كردیم.
● اما فیلم‌هایی كه شما در آن
زمان بازی می‌كردید محتوای بیشتری نسبت به فیلم‌های امروزی داشتند.
▪ بله، دقیقا
همین طور است. متاسفانه سینمای امروز به عقب برگشته و مسائل پوچ را نزد تماشاچی به
نمایش گذاشته است.
● برویم سراغ مجموعه «شب هزار و یكم.» از حضورتان در این كار
بگویید؟
▪ وقتی این كار به من پیشنهاد شد درسم را تازه تمام كرده بودم و اوقات
فراغت داشتم. البته پیش از آن قرار بود در یك سریال با مرحوم شكیبایی بازی كنم كه
متاسفانه این اتفاق نیفتاد. به هر حال وقتی بازی در این مجموعه به من پیشنهاد شد،
پذیرفتم آن هم به این دلیل كه خودم سال‌ها روی خاطرات شهدا كار كرده بودم و با فضای
جنگ بیگانه نبودم. من یك ارادت قلبی به آدم‌های جنگ دارم، اگر شما هم خاطرات آنها
را بخوانید به من حق خواهید داد. حتی دو فیلم اولم هم به جنگ و شهدا مربوط می‌شوند.
به هر حال چون این كار هم مربوط به ژانر دفاع مقدس بود تمایل داشتم در آن بازی كنم.
ضمن این كه از داستان بسیار خوبی هم بهره‌مند بود.
● فكر می‌كنید پس از سال‌ها
بازی در این كار شروع خوبی برایتان بوده است؟
▪ من به چشم شروع و آغاز دوباره به
این كار نگاه نمی‌‌كنم. بلكه تنها آن را یك كار فرهنگی و هنری می‌دانم.
● از
نظر رویارویی دوباره با مخاطبان‌تان چطور، فكر می‌كنید آنها پس از این همه سال دوری
بازهم شما را پذیرفته‌اند؟
▪ بله، فكر می‌كنم این اتفاق افتاده است. من خیلی كم
سابقه بازی در تلویزیون را دارم. یك سریال بود كه سال‌ها پیش بازی كردم به نام برگ
و باد كه البته سریال پرمخاطبی هم بود. در مدت پخش این كار عكس‌العمل‌های خوبی از
مردم نسبت به خودم دیدم.
● وقتی در ابتدا فیلمنامه را خواندید شخصیت لیلا را
چطور دیدید؟
▪ واقعا لیلا را یك قهرمان دیدم چون به عنوان یك زن در جبهه كارهای
بزرگی انجام می‌دهد. ما موارد زیادی داریم كه زن‌ها در جبهه‌ها چه حماسه‌هایی
آفریدند. به هر حال لیلا برای من یك زن موفق و حتی الگوی خوبی بود.
● خانم
افشارزاده معمولا نقش‌ها در كارهای تلویزیونی و سینمایی برای خانم‌ها بسیار محدود
است. شما چه كردید كه نقش مادر را در این سریال متفاوت از مادرهای دیگر به نمایش
بگذارید؟
▪ من سعی كردم ظرافت‌هایی را در بازی‌‌ام به كار بندم كه كلیشه هم
نباشد و در اینجا تكنیك به من خیلی كمك كرد. ضمن این كه به نظرم زن ایرانی و مادر
ایرانی همیشه یك موجود غمخوار و دلسوز است و مخاطب هم این مساله را پذیرفته است.
برای همین هم هست كه تفاوت چندانی بین نقش‌های مادر وجود ندارد.
● لیلا زنی است
كه بسیار علاقه‌مند است تا خانواده‌اش را به گونه‌ای حتی روانكاوی هم بكند.

بله، چون وظیفه یك زن، تنها غذا درست كردن نیست. مهم این است كه او بفهمد چرا مثلا
شوهرش امروز ناراحت است یا چرا بچه‌اش دلگیر است و این مساله دیگر به ظرافت‌های یك
زن و مادر برمی‌گردد. لیلا به قول شما خانواده‌اش را روانكاوی می‌كند. چرا كه دوست
دارد خانواده‌اش را حفظ كند.
● فكر می‌كنید داستان شب هزار و یكم آنقدر كشش
دارد كه بتواند تا آخر راه مخاطب را با خود همراه كند؟
▪ من چون خودم قصه‌‌های
جنگ را زیاد مطالعه كرده‌ام، فكر می‌كنم داستان این اثر هم قابلیت‌ها و جذابیت‌های
خاص خودش را دارد و به نظرم بزرگ‌ترین ویژگی آن این است كه شعارزده نیست و
شخصیت‌های داستان از این نظر ضعیف نیستند و داستانی است كه بخوبی با واقعیت‌ها
روبه‌رو شده است.
● می‌گویند علی بهادر (كارگردان)‌ بسیار به فیلمنامه وفادار
است. شما با این قضیه چگونه كنار آمدید؟
▪ بله آقای بهادر كاملا براساس
فیلمنامه، كار را پیش می‌برد و ما خیلی در داستان دست نمی‌بردیم. البته بعضی از
دیالوگ‌ها را تغییر می‌دادیم كه ایشان هم مشكلی نداشتند، چون تلاش كردیم داستان به
زندگی واقعی نزدیك‌تر شود و این را هم باید بگویم كه خود داستان و فیلمنامه آنقدر
كامل بود كه نیاز به بداهه‌پردازی نداشتیم.
● بعد از بازگشت آیا به بازی در
سینما هم فكر كرده‌اید؟
▪ سال گذشته در فیلم عیار ۱۴ بازی كردم. به هر حال اگر
پیشنهاد خوبی در این زمینه داشته باشم، می‌پذیرم.
● در زمینه كارگردانی چطور آیا
فعالیتی دارید؟
▪ بله، تا به حال ۳ فیلم ساخته‌ام كه دو تا از آنها در بعضی از
جشنواره‌ها جایزه گرفته‌اند. به هر حال هرگز كارگردانی را رها نخواهم كرد.

سوژه‌هایتان را چطور و بر چه اساسی انتخاب می‌كنید؟
▪ دلم می‌خواهد بیشتر
برگرفته از دل جامعه باشد مثل فیلم موریانه كه در آن به تهاجم فرهنگی پرداختم.

در مورد كارگردانی در تلویزیون چطور آیا برنامه‌ای دارید؟ مثلا ساخت یك
تله‌فیلم؟
▪ چند تا فیلمنامه برای تله‌فیلم به تلویزیون ارائه كرده‌ام، اما هنوز
تصویب نشده است و چون دوست دارم داستان‌های خودم را بسازم، ترجیح می‌دهم كمی بیشتر
صبر كنم و هرگز حاضر نیستم در این زمینه عجولانه رفتاری كنم.
● اگر بخواهید نظر
كلی خود را درباره شب‌هزار‌و‌یكم بگویید. چه خواهید گفت؟
▪ غرض نقشی است كه بر
جای می‌ماند.

محبوبه ریاستی – جام‌جم آنلاین

بیوگرافی مهشید افشارزاده عکس و اخبار جدید و اینستاگرام مهشید افشارزاده

اشتراک گذاری مطلب

هر گونه کپی برداری از مطالب بدون ذکر منبع حرام میباشد وپیگرد قانونی به همراه دارد