بیوگرافی 98 - بیوگرافی بازیگران,عکس بازیگران
x بســتن تبلـیغـات X
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند (کوروش کبیر)

نقدی بر فرهنگ لغت”گه‌شاوه‌ز”نوشته کورش امینی:آقای مظهر ادوای

 هورامان هانه‌به‌رچه‌م
نقدی بر فرهنگ لغت “گه‌شاوه‌ز” نوشته کورش امینی

     اساساً
نقد کتاب به ویژه فرهنگ لغت یکی از مهم‌ترین مقوله‌های نقد است که متأسفانه ما هیچ
گاه در هورامان شاهد آن نبودیم که البته یکی از علل آن نبود یک فرهنگ لغتی است که
با تکیه بر اصول علمی و روش‌های خاص فرهنگ لغت نویسی نوشته شده باشد.به محض چاپ و
یا تکثیر یک کتاب بلافاصله این سیل تشویق و سپاسگزاری‌هاست که دامن نویسنده را می‌گیرد
و در پی آن انتظار بیهوده‌ای است که منتظر نقد‌های علمی آن کتاب باشیم.این سخن
فقط در باب این فرهنگ لغت صدق نمی‌کند؛بلکه هر آن‌چه بتوان نام آن را کتاب خواند و
طی یک دهه اخیر در هورامان و به نام هورامان چاپ شده‌اند به غیر از چند کتاب،همه
شاهد این قضیه بوده‌اند،هر چند فرهنگ لغت حاضر به صورت کتاب چاپ نشده‌ و در دسترس
مردم قرار نگرفته با این وجود و با توجه به سابقه نام و تعریف کتاب در هورامان
کتاب مذکور و ارزش و قرب آن به نام نویسنده در اذهان مردم هورامان ثبت خواهد شد.اما بدون نقد و فقط با دعا و سلام بر نویسنده آن که آن اصلاً خوب نیست.

   
نقد و بررسی فرهنگ لغت در کنار تألیف آن اهمیت بسیار دارد.چنان که آگاهیم
در کشور ما اغلب افراد با فرهنگ‌های لغت آشنایی و الفتی ندارند و حتی در میان
افراد فرهیخته عادت به استفاده از آن بسیار اندک است،حال چه رسد به هورامان.به
واقع میان کاربر فرهنگ لغت و مؤلف آن واسطه‌ای جز خود فرهنگ وجود ندارد و منتقد
فرهنگ لغت باید این جایگاه را پر کند و بدیهی است که چنین فردی باید ازقابلیت‌ها و
مهارت‌های لازم در این حوزه برخوردار باشد تا به خوبی از عهده آن برآید.برخلاف
نقد ادبی که روش‌های مشخص و معین شده برای آن وجود دارد،اما نقد فرهنگ چنین نیست
و نسبتاً مغفول مانده است.

مبحث
مهم دیگر،آن هم این‌که چون فرهنگ‌ها مرجع اند نقد آن‌ها بسیار اساسی و روشنگر
است.به گفتۀ بوژان،فرهنگ لغت اثری ساختۀ دست و ذهن بشر است؛ولی به ندرت در مورد
آن تفسیر یا ارزیابی دقیقی صورت می‌گیرد.زمانی که منتقد بتواند در نقد خود از یک
فرهنگ لغت، آرای خود را آزادانه بیان کند،نقطۀ آغاز است.

    در هورامان چون مبحث زبان و ارزش و اهمیت آن
چند سالی است مورد توجه قرار گرفته،در نتیجه بحث استفاده از فرهنگ لغت بسیار مهم
تلقی می‌شود.اما مقوله نقد فرهنگ نه تنها شکل نگرفته، بلکه در هورامان اساساً نقد
و یا نقد علمی هنوز هیچ تعریفی ندارد! چون اساساً کتاب‌ها با رویکرد علمی نوشته نمی‌شوند‌
تا نیاز به نقد موشکافانۀ علمی و بررسی همه جانبه داشته باشد.کارکرد فرهنگ لغت در
جوامع زبانی و نقش مهم آن‌ها به عنوان اثر مرجع اهمیت نقد فرهنگ لغت را به روشنی
آشکار می‌سازد.در هورامان،فرهنگ لغت نوشته شده به جهت کاربرد فراگیر آن باید در
بهترین حد کارایی یا کیفیت باشد که متأسفانه تا کنون این گونه نبوده است.

هر
چند معتقدم که در نوشتن فرهنگ لغت با‌خه‌لی حتی ابتدایی‌ترین اصول در نوشتن یک متن
علمی رعایت نشده،با وجود این سعی خواهد شد نقد کوتاهی بر فرهنگ لغت مذکور نوشته
شود،تا از این پس انشاء‌الله آن گونه که شایسته و بایسته است دست به قلم برده و
دربارۀ هورامی و هورامان بنویسیم.

عناصر
نقد بیرونی

1.نویسنده:هرچند ما از نوشته‌های دیگر این نویسنده چه در
قالب کتاب و چه مقاله آگاهی داریم اما نگاهی کوتاه به فرهنگ لغت حاضر نشان می‌دهد
که عدم نقد کتاب‌های قبلی این نویسنده چقدر برای کتاب اخیر مضر و در عین حال فاجعه
بار بوده است.بدون شک انتظارات کم خوانندگان آثار نویسنده مذکور نیز نقش مهمی در
این مسئله داشته‌اند.همچنین نویسنده کتاب حاضر قطعاً در نوشتن این اثر طیف گسترده‌ای
از خوانندگان را برای خود متصور نبوده به این دلیل بدون رعایت حتی ابتدایی‌ترین
اصول در نوشتن یک کتاب اثر مذکور را در معرض دید خوانندگان کم مدعای!خود قرار
داده است.نقد بیرونی اثر می‌تواند این پرسش‌ها را برای خواننده منتقد اثر مذکور
در پی داشته باشد که آیا مؤلف از نظر علمی در سطحی قرار داشته که این اثر را تولید
کند؟یا این‌که گرایش‌های مؤلف برای تالیف اثر مذکور چه بوده‌اند؟و دیگر این‌که موقعیت
علمی مؤلف در محافل آکادمیک به چه میزان بوده است؟

2.برنامه یا گفتمان پژوهشی حاکم بر اثر مذکور:یعنی این که
این اثر در چه فضای گفتمانی ایجاد شده است.و شرایط زمانی و مکانی چه تأثیری در
تولید آن داشته‌اند.در این جا باید گفته شود که بر خلاف نظر بسیاری از محققان و
پژوهشگران…هورامان،که مدعی شکل‌گیری یک گفتمان جدید در این ناحیه‌اند.بررسی
تحقیقات و آثار تألیف شده هیچ‌گاه نمی‌تواند حتی وجود این گفتمان را ثابت کند،
دقیق‌تر این که باید این سؤال را در این‌جا طرح کرد که این گفتمان در کجا باید اثر
مسلم و حاکمیت خود را نشان دهد،آیا فقط در اذهان حامیان فرهنگ هورامان!یا در
آثار تألیف شده‌؟

 3.خواننده:این اثر
برای چه طیفی از خوانندگان نوشته شده است؟موارد طرح شده در بالا نشان می‌دهد که
نویسنده در تألیف اثر مذکور خوانندگانی را برای خود در نظر داشته؛اما هیچ‌گاه
نخواسته آن‌ها را دقیقاَ برای خود تعریف کند.به این دلیل است که هیچ‌گاه نمی‌توان
حتی مدعی شد که طیف خوانندگان این کتاب چه کسانی هستند. آیا کتاب برای عموم مردم
نوشته شده است؟و یا برای طیف خاصی از افراد؟

عناصر نقد درونی

1.سابقۀ پژوهش.در زیر این
عنوان نویسنده باید به پیشنۀ پژوهش‌های مشابه بپردازد.هر چند که فرهنگ لغت‌ مستقل
هورامی به فارسی و یا فارسی به هورامی که روش علمی در آن رعایت شده باشد،نوشته
نشده است.با این وجود فرهنگ لغت‌های کردی به فارسی و یا برعکس نوشته شده‌اند که
نویسنده می‌بایست در مقدمه به آن‌ها اشاره می‌کرد و حتی آن‌ها را نقد می‌کرد،که
این کار هم صورت نگرفته است.اگر نویسنده چند اثر را نقد می کرد بدون شک خودش مواجه
با مشکلاتی که پیش از این طرح شدند،نمی‌شد.

2. ادبیات نگارش:دراین بخش باید توجه داشت که لحن نویسنده به چه صورت است و بیشتر از این نویسنده
واژگان را چگونه به کار برده و پاراگراف بندی او چگونه است.جدای از این که
نویسنده گاه برای واژه‌های فارسی که معادل هورامی نداشته معادل سازی کرده که برخی
از این معادل از لحاظ زبانشناسی بسیار بی‌معنی‌اند و این نشان می‌دهد که نداشتن
تخصص در زمینه نوشتن فرهنگ لغت چقدر می‌تواند نتیجه نوشتن یک فرهنگ لغت را در
جامعه مضر و بی‌ارزش گرداند.از سویی آن‌گونه که از مقدمه کتاب بر می‌آید وی اصول
نگارشی را رعایت نکرده و بارها نیم‌فاصله را که از ابتدایی‌ترین اصول نگارش است،رعایت نکرده است.نویسنده حتی فونتی را هم که برای نوشتن انتخاب کرده از لحاظ علمی
و برای متون علمی به کار گرفته نمی‌شود.وی حتی متنی را که نوشته صفحه ‌گذاری
نکرده که بدون شک این مسئله به وضوح می‌تواند برای خوانندۀ کتاب نوعی بی‌احترامی
تلقی شود.

جدای از همه این مباحث نوشتن یک فرهنگ لغت در دنیای امروز
کار یک نفر نیست و حتی اگر یک نفر در پی این کار باشد،معمول این است که بسیاری
افراد با تخصص‌های مشابه و نزدیک حداقل در حیطه علوم انسانی وی را در این کار یاری
کنند.که این نکته هم درباره نویسنده فرهنگ لغت حاضر صدق نمی‌کند و افرادی هم که
نویسنده در پایان مقدمه‌ کتاب از آن‌ها نام می‌برد همه آگاهیم که در زمینه نوشتن
فرهنگ لغت تخصصی ندارند و باید دانست که یک نفر به صرف دانستن زبان هورامی نمی‌تواند
در هر رشته‌ای که دوست داشته باشد به بحث بپردازد و شروع به نوشتن مقاله کند درست
مانند آن چه که امروزه در هورامان شاهد آن هستیم.نظری بر این مقالات و همایش‌ها و
جلساتی که در آن یکی مورخ،یکی ادیب و دیگری زبان‌شناس می‌شود بدون دانستن حتی
ابتدایی‌ترین تعریف از آن چه که درباره آن بحث می‌کند بیشتر شبیه بازی‌های دوران
کودکی است که همه ما تجربه آن‌ها را داشته‌ایم تا یک بحث علمی و همان‌طور که می‌دانیم
هیچ گونه کمکی به فرهنگ هورامی جهت موفقیت و پیشرفت آن نمی‌کند.آن‌چه که مبرهن
است و همه از آن آگاهیم امروزه در هورامان و به تمام آنهایی که مدعی نوشتن مقالات
به زبان هورامی اند،بی‌خبرند از این که آن‌ها انشا و خبر می‌نویسند به جای مقاله.آن مطالبی که دوستان گاه مدعی نوشتن 90تا100مقاله‌اند در محیط‌های علمی هیچ
خریداری ندارد.نوشتن 100مقاله اگر با رویکرد و روش‌‌های علمی نوشته شده باشد می‌تواند
جامعه کوچکی چون هورامان را دچار یک تحول عظیم در هر رشته علمی بکند که ما تا کنون
شاهد آن نبوده‌ایم.

                                                                                                                                                                 مظهر   ادوای

********************************************************************

هورامان هانه‌به‌رچه‌م

دانلود فرهنگ”گه‌شاوه‌ز”(فرهنگ لغت فارسی به هورامی)

جهت دانلود روی سایت زیر کلیک کنید:

فه‌رهه‌نگی باخه‌ڵی ئاوه‌زی

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=0e9becfaf95bbf6ffe6ddda7aa8badf7

هورامان هانه به رچه م

فرهنگ لغت هورامی

دانلود فرهنگ”گه‌شاوه‌ز”(فرهنگ لغت فارسی به هورامی):آقای کورش امینی

هورامان هانه به رچه م

دانلود فرهنگ”گه‌شاوه‌ز”(فرهنگ لغت فارسی به هورامی)

جهت دانلود روی سایت زیر کلیک کنید:

په‌ی ئه‌ره‌گێرته‌ی(ئه‌ر‌ه‌وه‌زنه‌ی)سه‌روو ئی په‌لیانێوه کلیک که‌ردێ:

فه‌رهه‌نگی باخه‌ڵی ئاوه‌زی

http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=0e9becfaf95bbf6ffe6ddda7aa8badf7

هورامان هانه‌به‌رچه‌م

ڤاته‌و ئینه‌یه:

فه‌رهه‌نگی‌ باخه‌ڵی ئاوه‌زی(گه‌شاوه‌ز)وه‌ڵ جه فه‌وتوو کاکه محه‌مه‌دی مسته‌فازاده‌ی‌ ‌نویسیابێ و ئاذیچ یۆ جه‌ ویراستاره‌کاش بێ.

فرهنگ لغت هورامی

پوسترمشاهیر اورامان(هورامان):ارسالی ازمحقق هورامان آقای کوروش(علی)صالحی پالنگانی

%image_alt%                    مشاهیر اورامان

آرل«ماقبل میلاد»- آغه کور1143-ابراهیم 1050هجری – ابوبکر دوریسانی – شیخ ابراهیم هورامانی -شیخ احمدی تختی 1720-احمد کلاشی-احمد شمس
الدین 1266،1307 ق–احمدی جاف 5 هجری-ملا احمدی حاجی علی-بابا آرلان
(اردلان)پالنگانی606ق-بابا خداداد- بابا صوفی علی- بابا ولیاد «جدسادات
کلجی»-بابلوبیگ 827 ق- باریه بیگ 502ق- بساط بیگ آرلانی- بگه بیگ آرلانی942-بهرام
آرلانی- بهرام سلطان اول- بهرام سلطان دوم- بهمن 447ق- بایزید خانگایی-پیربابا-پیر
بابا حیران(از اولاد بابا ولیاد- پیر باصیه- پیر بابا قاسم- حلبجه یی1923-احمد بگی
کوماسی 1793م-احمد نودشه یی 1228هجری-ادراک 762-اژدر 676،739-اسکندر بیگ آرلانی-پیر
اسماعیل برادر سلطان عبداله کوسه هجیج-استاد میکایل قرن 18،19-اصلمش آرلانی-الیاس
آرلانی710 ق-امیر اسماعیل آرلانی- امیر جلال الدین 597ق-امیر جیاشاه874ق-امیرحسن
آرلانی784ق-امیرسعیداول-الیاس بگ –الماس خان کندوله یی 1118،1191- امام الدین مردوخی قرن
13-اویس بگ –بابا اسکندربابه سرنجی کلاتی قرن 4 هجری-بابه سرهنگ
دودانی 324هجری-بابه قیسری هورامی قرن 4 هجری-بابه گرچکی هورامی قرن 4 هجری- بابه
ناووسی جاف 477 هجری- بابه هندوی هورامی قرن 5 هجری- بیسارانی 1754،1789-پیر
بنیامینی شاهویی 633-پیر تقی شاهویی قرن 8-پیر تیمور هورامانی 782- جامی (مدرس
مدرسه ی پالنگان)-جمشید سلطان 1144ق-حسن بیگ آرلانی- پیر چوکله -خسرو (نایب
الحکومه) –خضر اول آرلانی663ق-خضر دوم 746ق- پیر خالد (خلیفه پیر
شالیار)-–پیر حمزه ی بیری شایی قرن 8-پیر خالد بابا خاکی-پیر دانا
(معاصر ملا ابوبکر چوری)- درویش دلاور(درویش محمد) ذوالفقار آرلانی- -پیر روح اله-
پیر ژنگل-پیر رکن الدین هورامی قرن 8-پیر ساوله(پیر علی ،پیرالی)-سرخاب آرلانی-
سلیمان بیگ 965ق- سلطان حسین – سلطان سلیمان 1032ق- سلطان علی بیگ آرلانی- سید
الوندی-سید محمد رستم نواده ی سید ابیض- 
پیر ناری هورامی قرن 8-  پیر
نریمانی شاهویی قرن 8- پیر نه ره بالا موی قرن 8- په شیو – تاهیری هورامی – توفیق قرن 8 »پسر شالیار» – جاداله- جمال الدین کلجی
اورامانی- جمالدین مردوخی 1108،1169-ملا حافظ فرهاد 1637- حامد اورامی 1225هجری-
حریر قرن 8-حسن اورامانی 934- حسن پیر خضرانی قرن 10- حسن ده ر هه ردی – ملا حسن شاهو 1303-خانای قبادی 1168- خدر بابا خاکی- خسته اورامانی-
خضری اورامانی قرن 12- «مولانا»خالد 1193- خوونجی 667،725-دانای هورامی- ده
ردین-رضا بگی اورامی- مولانا زین العابدین پالنگانی 1200،1100- سه راف760هجری-سه
یفوور -شاکه گلالی 1199،1258 هجری- پیر شالیار اول قرن 5 هجری- پیر شالیار دوم قرن
7 ه ق شالیار سیاوه .حیدر.-شیخ محی الدین 1278-1342ق- شیخ نعمت اله – شهسوار بیگ آرلانی- شیخ شرقاوی 1150هجری- شفیع پاوه یی – شمام 663،758- شمس الدین ده رهه ردی اول 985،912 هجری- شمس الدین ده
رهه ردی دوم 1114،1023 هجری-شمشال 768 هجری- شیخ شهاب الدین امام الدین مردوخی قرن
13- شیخ شهاب لهونی 1112 هجری-ملا صادق نگل- صارم خان بیگ آرلانی- صالح اورامی
1126- صلاح الدین پاوه یی- پیر صیاد عبد الرحمان- – صوفی جانه- صوفی علی کیونانی
1544- صیدی اورامی دوم 1189-طامعی 1138هجری- طاهر اورامی- طاهر نشان قرن 8
هجری-عباس قلی سلطان اورامی 995 هجری-عباس 0سر سلسله خاندان قاضی های هورامان)-عبد
الخالق بشیر پالنگانی-ملا عبدالعزیز قاضی- عبدالقادر جلالی نودشی- عبدالکریم
قاضی-عبداله بیگ اورامی 1299-عبداله بن سید اسماعیل کوسته 1195 هجری-عبداله بیگ
تاوه گوزی 1248- مولانا عبداله هورامی-شیخ عبدالرحمان ابوالوفا 1253 هجری-ملا
عبدالرحمان بوریدری 1858،1896-عبدالرحمان قاموس 683 هجری- عبدالقادر پاوه یی – عبذالکریم خانگایی 1207 هجری-عبدالمومن دوم مردوخی- عبدی-عثمان بابا
خاکی- عثمان آرلانی- عثمان سلطان 1239ق- عثمان سراج الدین اورامی 1195،1285 ق – عثمان هورامی«هنرمند»-شیخ علی حسام الدین 1278 هجری- علی محمد بگی
تیله کو-شیخ عمری بیاره 1839،1900-شیخ عمر پالنگانی- عمر ضیائالدین 1318،1255ق-
عمر نزاره یی 1101 هجری- عمر نجاری- شیخ عمر نقشبندی 1255-عنایت بن هدایت بن نشاه
پاوه یی 1335 ش-سید عمو یوسف نواده ی سید ابیض- عیسی سلطان 1129ق-غلام شاخان
1866-فانی اورامی سنندجی 1228 ه ق – مولانا فرخ پالنگانی- فضل اله هورامی- فقیه قادر هه مه
وندی- فوزی اورامی 1255-قادر سلطان 1240ق- قاسم سلطان 1104ق-قاسم بیگ آرلانی- قاضی
سعدی دوم- قاضی شریف- قاضی محمد- قاضی نبی سرکه تی قرن 5 هجری- مولانا قاسم
1197،1259- قاسم بابا خاکی- قاموس 683،761- قرا حسن آرلانی- پیر قلندر-کاکه عرب
اورامی 814 هجری- کلول بیگ آرلانی629ق- شیخ کوله که ی اورامی 1866-گوهر 658،729-
گنجعلی سلطان 1113ق-لالو خسرو –  شیخ لطف
اله-مامون بیگ آرلانی 900ق- مامون دوم آرلانی-محمد آرلانی (میر رواندز)-شیخ محمد
امین کاردوخی 1336 هجری- محمد امین بگ اورامی 1079 هجری-محبعلی سلطان 1128ق- شیخ
محمد برزنجی گله زرد 1133 هجری- شیخ محمد بها الدین بیاره 1719،1872-محمد بیگ
آرلانی- سید محمد خانگایی- محمد جسیم مردوخی قرن 12 هجری-علامه حاج ماموستا ملا
محمد زاهد ضیایی-محمد سلطان 1258ق-محمد شریف گورانی قرن 10،11-محمد صالح سلطان
اورامی 1309هجری-محمد علی خاله پالنگانی-محمد غیبی-محمد قلی سلیمان- محمد کلجی
اورامی قرن 8 هجری-پیر محمد نهاوندی –ملا محمد
مهدی شیخ الاسلام- محمد وسیم تخته یی 1118 هجری- محمد یوسف سلطان اورامی 1209
هجری-محمود آرلانی-مسکین 758هجری-شیخ مصطفی تختی 951،1047-مصطفی سلطان 1128ق-شیخ
مصطفی فراقی 1203 هجری-معصوم پاوه یی-ملا گشایش-منذر بگ آرلانی 862ق- ملا یعقوب (قاضی
پالنگان)-مولوی کرد 1300هجری-مهری برهان الاسلام 1306 ه.ق

– نجم الدین بیاره 1862،1918- پیر ندیم-ملا نذیری گوره 1786،1878-
نشات پاوه یی- ناظر بستی اواخر قرن 18- نود و نه پیر اورامان- نیشان 785 هجری-وردی
780 هجری- وفا اورامی عراقی- ولی اورامانی خانقا-پیر ویس- پیر وندی- هورام قندیل
قرن 8 هجری- پیریادگار |(جانشین پیر شالیار )-یاسکه- یعقوب آرلانی- شیخ یعقوب جان-
مولانا یوسف رویسه« 1591 ز»بانوان=مادر آرل (به
عنوان کهن ترین زن .مربوط به ماقبل میلاد)-دایه توریزی هورامی قرن 4 هجری- دایه
خزانی سه رکه تی قرن 5 هجری- لزا خانمی جاف قرن 5 هجری –خورشید نما داواشی سال 1385 ه.ق-
جهان آرا خاتون دختر ملا نشات پاوه ای ( 1275 – 1329 هجری قمری )- سرکارخانم دیده نجات «پالنگانی
الاصل»(سوره تو)- سرکارخانم دیده کبری لطف اله(دژن)- سرکارخانم دیده قیمت فتح
اله(سرومال)- سرکارخانم دیده خدیجه عبداله(سرومال)- سرکارخانم دیده 
مریم ملارحمان(پایگلان)- سرکارخانم دیده آفتاب ملارحمان(پایگلان)-
سرکارخانم دیده زیوا ویسی(چشمیدر)- سرکارخانم دیده شرافت سبحانی (چشمیدر)-
سرکارخانم دیده خدیجه الماسی(چشمیدر)- سرکارخانم دیده  مینا محمد سعید(بوریدری الاصل)- سرکارخانم دیده
آمینه شاه ویسی(ژنین)- سرکارخانم دیده زبیده 
صالحی(بوریدر)- سرکارخانم دیده پرنیساخدارحم(دیوزناو) -سرکارخانم دیده پری
سبحانی (دیوه ره)- سرکارخانم دیده جواهر خانم(پایگلان)- سرکارخانم دیده خرامان
احمدپور(تنگی سر)- سرکارخانم دیده خورشیدغفاریان(تنگی سر)- سرکارخانم دیده
زبیده سعیدی(بوریدر)- سرکارخانم دیده زعفران محمدکریم(جولانده)- سرکارخانم دیده
زعفران محمدی(کانی حسین بگ)- سرکارخانم دیده زهرا سلیمی (ژنین)- سرکارخانم دیده
ستاره (پالنگان)- سرکارخانم دیده صراحی محمودی (دیکانان)- سرکارخانم دیده طبیبه
(تا)-
سرکارخانم
دیده عالیه «عاله» هنرمند(آریان)- سرکارخانم دیده فاطمه میرزایی(تنگی سر) سرکارخانم دیده ماما والی «دژنی
الاصل»(چشمیدر)-
سرکارخانم
دیده کبری لطف اله(دژن)- سرکارخانم دیده گلپری«پالنگانی الاصل»(چشمیدر)- سرکارخانم
دیده  گلی فرج «دیوزناوی الاصل» (سرومال)-
سرکارخانم دیده  مایجانه منبری(نیر)-
سرکارخانم دیده ماجه «مجیده» عبدی(تنگیسر) – سرکارخانم دیده فاطمه شریفی(دیوه
ره)- سرکارخانم دیده قدم خیر کویک «زون الاصل»(کانی حسین بگ)

 

  نیاز به
یک هویّت قدرتمند

ماهم بسان هرهستنده ای دارای هویّت هستیم(چه ضعیف یا قوی ویا باهرویژگی
ای مشخص دیگری)اگربخواهیم هویّت خودمان رابا سایرین(ازلحاظ قدرتمندی)مقایسه
بکنیم چه امتیازی به آن می دهیم؟

دارنده ی یک هویّت نمی تواندجذب
دیگری شودمگرآنکه ازخودبیگانه گرددودیگران هم اوراهرگز برنمی
تابند؛ناگزیرنهایتاً وبه تدریج به سوی شناسایی خودمی رود.

دردنیایی که روبه جهانی شدن می
رود(باویژگیهای خاص خودش،ازبین رفتن زبانها، سیطره ی فرهنگ قدرتمند و…)خردمندانه
آن است که همه ی ما جهت قوی نمودن هویّت خودعاقلانه به آبیاری وشناسایی عناصرآن بپردازیم.

خوشبختانه آثارتاریخی وگذشته ی
غنی یی که اورامان دارد(مثل قباله های اورامان، کتیبه ی تنگی ور،دخمه شانه دروتاریخ ومشاهیرش)دیگران ندارند.(دیگران بانقشه ها وترفند هایی برای خودهویّت
می سازند.)اجدادما هم به سهم خود برای مامیراثی ارزشمند گذاشته اند.والآن ما
حضور داریم.

سؤال :وظیفه ی ما چیست؟

آیاماکه جاپای آنها می گذاریم
آنها راشناخته اییم؟ماچه میراثی برای فرزندانمان      می گذاریم ؟

سؤال مهم:چگونه فکرورفتار کنیم تاهویّتمان قویترشود وصاحب شخصیت مستقل درمیان سایرین باشیم؟

ازمهم ترین عناصرهویّت می توان به
زبان و آداب و رسوم وشخصیت های الگو  اشاره نمود.پوسترذیل مربوط به«مشاهیر
اورامان»می باشد.

بدینوسیله ازهمه ی کسانی که دغدغه
ی هویّت اورامی را دارند درخواست می شود چنانچه درپوسترذیل اسامی کسانی راکه می
دانندربطی به اورامان ندارند یامی دانند شخصیتی ازقلم افتاده است لطف نموده وازطریق ایمیل یا قسمت نظردهیداطلاع رسانی
نمایند .

نکته-درقسمت مشاهیر بانوان غیرازچند نفر بقیه بانوان مربوط به اورامان ژاورود می باشند.

(ازعلاقمندان دعوت می شودجهت زنده
نگه داشتن نام زنان خدمتگزاراورامان(در گیاه شناسی وداروسازی،شکسته بندی،مامایی،صنایع دستی،هوره گه ری«کوزه گری»،بانوان خیّر،یادرهرکاری که برای
محیط خودمفید بوده اندودرروستای محل سکونت آنها بوده اندلطف نموده واسامی
آنهاراباذکرمشخصات محقق ومصاحبه شونده جهت درج درپوسترهای بعدی
یاثبت درکتاب مربوطه برای محقق«کورش
(علی)صالحی»ویادرقسمت نظرات برای جناب آقای محمدنژادارسال نمایند.)

یا جهت همکاری با حقیر تماس بگیرید.

شماره تلفن محقق:09184005960

ایمیل :KAMYARAN2011@YAHOO.COM

با تشکر فراوان ازآقای محمدنژاد مدیرمحترم وبلاگ های
هورامان هانه به رچه م وکتابخانه هه ورامان(یانه وکتێبۆ هه ورامانی)
——————————————————————————

معرفی نویسنده توانمند پالنگانی كاك كورش صالحی

                                                        

هورامان هانه به رچه م

هورامان هانه به رچه م

نام:كورش(علی)

نام خانوادگی:صالحی

تولد:57-پالنگان

تحصیل:دانشگاه بهشتی

شغل:مشاور دبیرستان(دبیر روان شناسی)

کتب:

1-هانیی و
گوزیبان(ادبیات کودکان پلنگان)جهت دریافت کتاب به کافی نت ژوان ابتدای خیابان
توحید مراجعه نمایید.

2-پالنگان پایتخت
کهن(شناختنامه ی پالنگان)نزدیک به دو سال وبا هزینه ی شخصی وقت و سرمایه صرف این کتاب شده
است و در تدوین آن بیش از هفتاد منبع استفاده شده است .

3-مشاهیر علمی
،ادبی،آیینی شهرستان کامیاران

4-میرئسکنده ری
پالنگانی(رومان اورامی)میر اسکندر بیش از بیست سال در پالنگان ودر قلاع اطراف آن
با قدرت فرمانروایی می کند .بعد از فوت میر، شاه اسماعیل دوم فرصت می یابد و با
لشکری از اوراق اشجار فزونتر بدان سوی می تازد …غافل از اینکه آنجا جای ماندنشان
نیست و …

5-هاوسه نگی(رومان
سورانی)

و.

ترجمه ها و مقاله:

1-شعر ما باید بر بستر
تفکر حرکت کند(ترجمه)سیروان شماره 16.سال1380

2-قطعه ی «دریاچه» اثر
آلفو دولامارتین (ترجمه)سیروان شماره 30سال 1380

3-گائو چو ژیان برنده ی
جایزه ی ادبی نوبل(ترجمه)سیروان شماره 24.سال1380

4-نامه ی خدا حافظی
گابریل گارسیا مارکز(ترجمه)سیروان شماره 7سال 1380

5-بودن یا نبودن شکسپیر(ترجمه)
مجله ی رویان

6-پالنگان و چه ن
رووداوی میژوویی(ترجمه و روونکردنه وه )سیروان .شماره 671-سال1390

7-هه
ردلان (مقاله.دوقسمت هفته نامه ی سیروان)

سایر:

1-تهیه ی پوستر مشاهیر
پالنگان

2-تهیه ی پوستر شاعران
پالنگان

3-تهیه ی پوستر صلاح
الدین ایوبی و بابا ارلان پالنگانی

4-تهیه ی تصویر دامنه ی
حکومت فرمان روایان پالنگان

5-تهیه ی پوستر مشاهیر
علمی،ادبی،آیینی شهرستان کامیاران.

6-تهیه ی پوستر بانوان نامداردرعلم پزشکی اورامان وکامیاران.

7-تهیه ی پوستر مشاهیر اورامان درکلیه زمینه ها.

منبع:

پالنگان،پالنان،هه ورامان،كورده واری   http://palngan.blogfa.com/

هورامان هانه به رچه م

هورامان هانه به رچه م

هورامان هانه به رچه م

فرهنگ لغت هورامی

وجه تسمیه اورامان یاهورامان(هه‌ورامان):همایون محمدنژاد

%image_alt%
           

وجه تسمیه اورامان یاهورامان(هه‌ورامان):همایون محمدنژاد

در خصوص کلمه «اورامان یا هورامان»از نظر لغت و ریشه یابی کلمات و سیرتاریخی و باستانی آن نظریه های متفاوتی به دست آمده است که به برخی ازآن ها در زیر اشاره می کنیم:

1-باتوجه به بلندی و مرتفع بودن این سرزمین «هوور ئامان» یعنی خیز برداشتن و بالا آمدن و ورم کردن و صعود کردن تلقی می شودکه به معنی از دل زمین بیرون آمدن و سرپا ایستادن می باشد. 

2-چون که اورامان منطقه ای کوهستانی وسردسیر بوده و پوشش ابری و باران زایی آن فراوان بوده«هه‌ورامان»؛کلمات(هه ور=ابر/ئامان =آمده) آمدن ابر در آسمان و نمادبارندگی فراوان تداعی این مطلب است.

3-اورامان یاهورامان از دو واژه ترکیبی(او(هو)به معنی بلندی واشاره به مکان بالا و رام یعنی آرام و نیرو دهنده به دست آمده است اورامان(هورامان):سرزمین و مکان بلند و آرام . 

4-از واژه«ئورامه ن»که نام یکی ازآهنگ های قدیمی کرد در قبل از اسلام می باشد.

5-در فرهنگ لغت«برهان قاطع» اثرمحمدحسین خلف تبریزی آمده است که : اورامان از دو واژه ترکیبی(ئوور به معنی قلعه مستحکم وسخت ودارای (حصاروبارو)و مان یعنی خانه ومسکن تشکیل شده است.اورامان:قلعه و سرزمین. 

6-اورامان یا هاورامان به معنی مکان و پناهگاه و طلب و هاوار (فریاد)برای پناه شدن با وجود کوه های مرتفع و سنگلاخی بودن.

7-از کلمه«ئورومون» استخراج شده که شاعران پیشین اورامی همچون صیدی اورامی ازاین واژه بسیار استفاده کرده است.

8-اورامان از واژه«اورتن»گرفته شده که به معنی سرود های دینی زردشتیان و از لحن های موسیقی قدیمی است.

۹-هورآمان همان «خورآمان» است، مشرق و مطلع خورشید.

10-ازکلمه«اهورئامان»به معنی مکان وجایگاه خدای زردشت(اهورامزدا)هور=اهورا(ایزد وخدای زردشت)مان=مکان وجایگاه

11-از«اورامن»استخراج شده که نام آهنگ اصیل و قدیمی ایرانیان درقبل ازاسلام و لحنی
قدیمی از الحان موسیقی قدیمی ایران به شمارمی رفته است،که مطابق بابحر هزج
مسدس بوده و فهلویات را بدان می خواندند.(فرهنگ فارسی اثردکترمحمد معین)
ازنوع شعر فهلویات می توان به دوبیتی های باباطاهر همدانی در قرن 4هجری
قمری اشاره کرد.

12-از«اورامن»به معنی خوانندگی به زبان پهلوی استخراج شده اورامنان :شعرهای پهلوی ومحلی ایرانیان(فرهنگ فارسی سعدی:اثر حامدربانی )

13-از«اورام»به معنای سرود و نیایش آیین زردشت که زردشتیان دربرابرآتش می خواندند.(فرهنگ دهخدا: اثرعلی اکبردهخدا).

14-از«اور»به معنای شهرو«امان»به معنی پناه گرفتن وپیشوند«اور»درشهرهایی چون اور(پایتخت سومر)اورمیه-اورشلیم-اورفا-اورامان تداعی این معناست.باتوجه
به وجودقلعه های قدیمی دراطراف شهرها و روستاهای اورامان مثل شهرهای پاوه-هورامان تخت-نودشه-وروستاهای پالنگان-دزآور(زاوه‌ر)-دیوه‌زناو-پایگلان
و…مناطق دیگراورامان ازخطرحملات دشمنان درامان می ماند.

همایون محمدنژاد-10آبان ماه1371-شهرستان سنندج

هرکس قله‌های بلند اورامان رادیده باشد می تواند دریابد که این کوهستان،روستاهای زیبای این منطقه رادرآغوش گرفته،ودرطول تاریخ آنهاراازمصائب‌وخطرات مصونشان داشته است.تنهاموردبسیارنزدیک به وجه تسمیّه‌ی اورامان همان اورامن یا اورامه است که آن هم بی تردید ازاورامان ماخوذ استنهبالعکس.  

/////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

این مقاله دربسیاری ازسایت های مطرح و وبلاگهای فعال هورامان وکردستان و ایران  درج شده است:

1-سایتدانشنامه‌وهه‌ورامانیhttp://www.sarkav.ir/
2-هه‌ورامان هانه‌به‌رچه‌م http://haneberchem.mihanblog.com/

3-وبسایت کۆمه‌کاڵ http://komakal.net/

4-دایره المعارف هورامانhttp://www.sarkav.blogfa.com/

5-پژوهشنامه ایل عبدالملكی(عبدالمالکی)http://ileabdolmaleki.blogfa.com/

6-سلام پاوه http://salampaveh.blogfa.com/

7-نسیم دانشhttp://nasim-e-danesh.blogfa.com

8-سایت مریوان نیوزhttp://marivannews.ir/

9-پالنگان،پاڵنان»http://palnan.mihanblog.com/

10-قه‌ڵه‌موو هه‌ورامانی http://qalamohoramani.blogfa.com/

11-وب سایت سلام پاوهhttp://www.salampaveh.ir/

12-کامیاران شهربابامردوخ http://kamyaran-kameran.mihanblog.com

13-آموزش ابتدایی هورامان http://amozeshsa.blogfa.com

14-وبسایت کۆردتودی http://kurdtoday.ir/

15-سایت زریوارخبرhttp://www.zariwarkhabar.com/
16–هۆرامیhttp://horami.mihanblog.com/
  http://www.iranvisit.blogfa.com/post-72.aspx-17
18-پالنگان،پاڵنان تاریخی سه هزار سالهhttp://palngan.persianblog.ir/post/51/
19-وبسایت مـؤســسه قــرآنــی إقـــــــــرأ :http://eqra1392.blogfa.com/post/763
20=کردستان وب:http://kordestanweb.ir/
21-ئەنجومەنۆ تریفه‌وهه‌ورامانی:http://www.trifaehoraman.blogfa.com/
22:وبسایت دالانی(داڵانی)http://dalani.ir/
23-http://www.dayma.ir
24-مجله فرهنگی هنری اهورا
25-مهندسین مشاور آرتا _ گروه سان (آس)

فرهنگ لغت هورامی

زبان هورامی در پاوه استان کرمانشاه


زبان هورامی جزو زبان های هند و اروپایی و یكی از شاخه های زبان ایرانی است.


برخی  بر این باورند كه زبان هورامی جزو گویشهای كردی نیست و هورامیها كرد نیستند. اما خود این مردم خود را از هر نظر  كرد می دانند.


 عین همین مطلب را درك كینان در كتاب« كردها و كردستان« با ترجمه آقای ابراهیم یونسی آورده است و در مورد حدود آن می گوید:‌ امروزه قزلباش های تركیه، كاكایی های عراق و مردم هورامان ایران و ساكنان نواحی مركزی زاگرس تا جنوب شاهراه خانقین – كرمانشاه بدین زبان تكلم می كنند.


گروهی زبان شناسان می گویند هورامی كردی نیست و از دسته زبان های ایرانی است كه در یك ناحیه ساكن بوده اند اما به سبب هجوم سایر كردها پخش شده اند. درهمین مورد «ئی. سونیس» اشاره می كند: اغلب گفتار گورانی را در فهرست كردی قرار می دهند؛در حالی كه واقعیت چیز دیگری است. ویژگی دستوری و واژگان كرمانجی هیچ پیوندی  با گورانی ندارند.


افرادی که کردی هورامی را به عنوان گویشی از گویشهای کردی نمی پذیرند حق دارند . زیرا واقعاَ این گویش با سایر گویشها متفاوت است . اما فراموش نکنیم که در فارسی نیز چنین است و گویش سمنان و سرخه و شهمیرزاد در استان سمنان که سه شهر همسایه اند حتی با خودشان فرق می کند تا چه رسد به سایر گویشهای فارسی .


تقسیم بندی گویشها نه تنها در کردی بلکه در هر زبان دیگری کار دشواری است .مثلاً کردی ایلام با کرمانشاه بسیار شباهت دارد . در همین حال زبان مردم بدره ایلام بیشتر شبیه شرق کردستان و منطقه ی کلیایی در شمال شرق کرمانشاه است . اما زبان منطقه هندمینی یا هیلمینی در نزدیک بدره تفاوت آشکاری با گویش بدره دارد و بیشتر به لکی و لری می خورد .


ماموستا احمد نظیری در مورد زبان هورامی چنین می گوید: هورامی دارای زبان كاملی می باشد البته با توجه به اینكه كردی سورانی زبان رسمی و نوشتاری كردستان است به خاطر نگاهداشت آن تمام گویش های دیگر كردی را لهجه نامیده اند.


استاد دهخدا در كتاب لغت نامه در مورد زبان هورامی چنین می گوید: زبان هورامی یك زبان مستقل است كه دارای لهجه های مختلف بوده و در كردستان جنوبی رایج و ساكنین در طول حیات تاریخی خود بدان تكلم نموده اند و دارای قواعد دستوری و غنای كامل در كلمات و اصوات می باشد و با وجود تغییرات در دوران تاریخی از كیفیت و لطافت و روانی آن كاسته نشده است. مانند سورانی اعرابش با حروف و چون زبان عربی دارای قواعد و چارچوب محكم می باشد و در فراوانی و كوتاهی كلمات و جملات یك زبان پربار و قاعده پذیر است. در رعایت مذكر و مونث مجازی و حقیقی، سماعی و قیاسی اسماء، اشارات، معرفه و نكره، صفت های فاعلی و مفعولی و ضمایر و غیره اگر از عربی برتر نباشد كمتر هم نیست. با جرات می توان گفت یكی از زبان های زنده ای است كه نیاز به حتی یك واژه بیگانه ندارد مگر در مواردی كه مانند دیگر زبان ها وارد گشته باشد و در زبان هورامی هر گاه لازم باشد می توان آنها را زود جایگزین كرد. همچنانكه با آمدن زبان عربی به عنوان زبان دینی هورامی بدون داشتن فرهنگستان زبان به وسیله مردم عامی بلافاصله شروع به جایگزینی كلمات و اسما كرد یا آنها را كوتاه نمود مانند:


وضو: ده س ویسم ،  صلوة: نماز ، صوم: روچی ، مسجد: مزگی


این زبان شاید بی نیازترین زبانی باشد كه گویندگانش در نهایت راحتی و بدون احتیاج به كلمات بیگانه در مسیر صحیح قرار داده و به مقصود می رساند.


این ادّعا خاصّ این گویش نیست . خود زبان فارسی نیز چنین است و افرادی مانند دکتر میر جلال الدین کزازی استاد برجسته ی ادبیات فارسی با سره نویسی خود این را به اثبات رسانیده اند .اما نباید واقعیت را زیر پا نهاد . زیرا همه ی زبانها واژه ستانی داشته اند و دارند و اگر ما از زبان عربی بهره می گیریم و تا به حال برده ایم به خاطر اعتقادات دینی بوده است .


اما چند جمله به زبان زیبای هورامی :


آرو وَروه وره وارو . = امروز برف بسیاری بارید .


چیش ماچی ؟ =  چه می گویی؟


پـِی کو مِلی ؟ =  کجا می روی ؟


نمزانو = نمی دانم .


هورامی ها در پاوه و حلبچه ی عراق و مریوان ساکن هستند . مردم کَندوله در نزدیکی میانراهانِ در دینور نیز هورامی سخن می گویند .


می گویند هورامان یعنی سرزمین ابری . در کردی به ابر می گویند هَـور.


نظر یکی از خوانندگان


ح.ا.ج-سالک


در باره نام هورامان گفته های دیگری نیز هست .”برخی هورامان را جایگاه آمدن “خوه ر” یا خورشید دانسته اند .


برخی نیز بر این باورند که هورامان سرزمین اهورا یا خانه اهورا است. “مان به چم خانه که هنوز نیز واژه خان و مان


کاربرد دارد”و من این را بیشتر باور دارم زیرا هنوز در میان پیروان آیین یارسان سرزمین هورامان تقدس ویژه ای دارد و


با نام کعبه هورامان زیارتگاه مردم اهل حق است. http://werber.blogfa.com



فرهنگ لغت هورامی

نارنجی پوش

و ســـــرانجام بعد از ماه ها انتظار وارد شبکه نمایش خانگی شـــــــــد


 پخش میعاد با افتخار تقدیم میکند



تهیه‌کننده، نویسنده و کارگردان: داریوش مهرجویی
بازیگران: حامد بهداد، لیلا حاتمی، طناز طباطبایی، فردوس کاویانی، همایون ارشادی، اردشیر رستمی، امید روحانی، محمدجوادجعفرپور، مهیار پورحسابی، کامشاد کوشان، علی عابدینی، کیانوش گرامی، سیمون سیمونیان، علی اصغر طبسی، فرهنگ سروری، اکبر محمدی فر ، پروین میکده ، امیر سیدی ، فرامرز روشنایی، شاهین جعفری، علیرضا حائری، امید علیمردانی، محمدرضا جعفرپور و میتراحجار


 خلاصه داستان فیلم:


حامد آبان عکاس حرفه ای مجلات و روزنامه ها با خواندن کتابی چنان تحت تأثیر پالایش محیط زیست و مبارزه با آشغال زدایی می شود که با لباس نارنجی مخصوص رفتگران به شهرداری می پیوندد و با عنوان “نارنجی پوش لیسانسه ” به شهرت می رسد و…


  


 

فرهنگ سروری

شـــباویـــز

%image_alt%
شباویز یا شب آویز: مرغـــی که به شب، خود را به یک پای بیاویــــــزد و حق حق گوید و او را حـــــق گــوی نیز گویند. ( از فرهنگ رشیدی ) ( از فرهنگ سروری ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ).
نام مرغی که شبها خود را بپا از شاخ درخت آویزد و فریادی کند که از آن، حَق حَق مفهوم شود و آن را در تکلّم، مرغ حق گویند. ( از فرهنگ نظام  ).
مرغ حق. ( از ناظم الاطباء ).
نوعی جغد. ( فرهنگ فارسی معین ).
نام مرغی است که خود را در تمام شب از یک پای آویزد و تا صباح فریادی کند که از آن، حــــق حــــق مفهوم شود و بعضی گویند تا از گلـــوی او قطــــــره ٔخونــــی نچکد خاموش نگردد. ( برهان ) ( فرهنگ جهانگیری ).
مرغ شب آهنگمنبع: لغت نامه دهخدا

فرهنگ سروری

حامد آبان…

%image_alt%

 

نقش اصلی «نارنجی پوش» یعنی عکاس را، حامد بهداد
در نخستین همکاری خود با مهرجویی تجربه می‌كند. لیلا حاتمی، طناز
طباطبایی، فردوس کاویانی، همایون ارشادی، اردشیر رستمی، امید روحانی،
محمدجوادجعفرپور، مهیار پورحسابی، کامشاد کوشان، علی عابدینی، کیانوش
گرامی، سیمون سیمونیان، علی اصغر طبسی، فرهنگ سروری، اکبر محمدی فر ، پروین
میکده ، امیر سیدی ، فرامرز روشنایی، شاهین جعفری، علیرضا حائری، امید
علیمردانی، محمدرضا جعفرپور و میتراحجار بازیگران «نارنجی پوش» هستند.

%image_alt%

%image_alt%

%image_alt%

 

منبع : ایسنا

 

فرهنگ سروری

بیوگرافی بازیگران خارجی / عکس های جدید لیندا کیانی / بیوگرافی خواننده ها / علت ممنوع التصویر شدن صبا راد چیست ؟ / قسمت اخر سریال کوسم سلطان چه شد ؟ / عکس جدید گلشیفته فراهانی / بیوگرافی مهران احمدی خواننده / عکس جدید و لورفته صدف طاهریان / عکس های لورفته بازیگران / عکس های دسته جمعی بازیگران / بیوگرافی 98 /
هر گونه کپی برداری از مطالب بدون ذکر منبع حرام میباشد وپیگرد قانونی به همراه دارد